مینویسم برای تنها دخترم آوین
امروز به پایان میرسد
از فردا برایم چیزی نگو !
من نمیگویم :
” فردا روز ِ دیگریست ”
فقط میگویم:
” تو روز ِ دیگری هستی … ”
تو “فردایی ”
همان که باید به خاطرش زنده بمانم ...…
پ ن :خیلی وقته نیومدم چیزی بنویسم ...حتی نتونستم دوربین دستم بگیرم که چند تا ازت عکس بگیرم راستش زیاد دوس ندارم اینجوری عکس بگیرم ..موهات داره رشد میکنه کم کم ...هر روز میری جلو آینه شونه و سشوار میگیری دستت و میگی مامان ببین موهام چقد بلند شده ....
هرروز چندین بار عروسکاتو برمیداری و تو خونه میری اینور اونور. میپرسم آوین کجا میری؟میگی میرم مسجد بعدش به حالت قنوت دستاتو میبری بالا میگی خدایا منو شفا بده!!!!
خدایا خودت صدای آوینو بشنو شفاشو بده !
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مینویسم برای تنها دخترم آوین 
